قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3765

تاريخ الفي ( فارسى )

داد تا او داند . و چون اوتچگين او را بكشت ، چهار صد نفر لشكر از جاجيرات كه با او بودند اضافهء لشكر اوتچگين شدند ، تا آنكه مجموع پنج هزار شدند . و چنگيز خان از همهء برادران با او عنايت بيشترى داشت . و چون متوجّه ولايت سلطان محمّد خوارزمشاه شد ، او را بر سر خانه و اردوها با لشكرى چند گذاشت ، و در حين مراجعت او را تهمتى نهادند ، بنابراين ، چنگيز خان با وى سوء خاطر پيدا كرده بود . حصّهء فرزندان جوچى قسار كه برادرزادگان چنگيز خان بودند : ييگو ، توقو و ييسونگه ، يك هزار . و اين يك هزار از جاىهاى متفرّق جمع كرد و چنگيز خان به ايشان داده بود . حصّهء آلچيتاىنويان « 1 » پسر قاچيؤن « 2 » برادر چنگيز خان ، كه در جوانى فوت شده بود و از وى نامى نماند ، سه هزار نفر . و بعضى از اين سه هزار نفر از قوم نايمان بودند و بعضى از اقوام ديگر متفرّق . و امراى معتبر آن [ لشكر ] ، آق‌سؤوداى « 3 » و اورچغاش گويانگ بوده و بعضى امراى ديگر از قوم اوريانگقت كه اسامى ايشان معلوم نشد . و چنگيز خان ، آلچيتاى را از مجموع برادرزادگان دوست‌تر مىداشت ؛ چه ، او عاقل و باكفايت بود . حصّهء مادر چنگيز خان ، اوالون‌ايكه ، سه هزار نفر ، از قوم قورلاس و اولقونوت . و چون چنگيز خان امراى مذكور را با لشكرها به فرزندان و برادرزادگان مىداد از براى اطمينان خاطر امرا ، فرزندان را گفت كه « شما هنوز كودك‌ايد و راه اين امرا بزرگ است . اگر وقتى يكى از ايشان گناهى كند براى خود ايشان را سياست مكنيد ، بلكه تا من باشم با من كنگاچ كنيد . و بعد از من جمله با يكديگر كنگاچ كنيد و آنچه موجب ياسا باشد به تقديم رسانيد . » و غرض چنگيز خان از اين نصيحت آن بود كه آن‌چنان امراى بزرگ را در بندگى ايشان نهند و اگر گناهى كنند ، گناه ايشان را بر ايشان روشن سازند تا انكار در خاطر نتوانند آورد و مقرّ و معترف باشند كه مؤاخذهء ايشان بنابر گناه است نه از سر غضب و تهوّر . و غير از اين لشكرها كه چنگيز خان تعيين فرموده بود لشكرهاى ديگر را با اردوها و يورت‌هاى خاصه به پسر كوچكتر تولوى خان ، كه به يكه‌نويان ملقّب بود ، داده و جمله را به او حواله كرده بود . اكنون چون بعد از فوت چنگيز خان زياده از يك ساله جميع شهزادگان و امراى عظام در ولاياتى كه منسوب به ايشان بودند توقّف نموده هركسى به حال خود مىبود و در سال دويم از فوت اوگتاى قاآن بر سرير خانى قرار گرفت .

--> ( 1 ) . متن : الحبدان . ( 2 ) . متن : قاجيون . ( 3 ) . متن : سوداى .